در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصی که طبق قانون «هوماستد» (زمینداری آزاد) بر روی زمینی ادعا کرده و در آن مستقر شده، معمولاً در غرب آمریکا.
A person who claimed and settled on land under a homestead act, typically in the American West.
«هوماستدر شجاعانه با شرایط سخت مرزی روبرو شد.»
“The homesteader bravely faced the harsh conditions of the frontier.”
«بسیاری از خانوادهها در اواخر قرن ۱۸۰۰ به هوماستدر تبدیل شدند.»
“Many families became homesteaders in the late 1800s.”
اصطلاح عمومی. «مهاجر» یک اصطلاح گستردهتر برای هر کسی است که در مکانی جدید اقامتگاه دائمی ایجاد میکند. «هوماستدر» به طور خاص به کسانی اشاره دارد که طبق قوانین هوماستد (Homestead Acts) زمین ادعا کردهاند. همه هوماستدرها مهاجر بودند، اما همه مهاجران هوماستدر نبودند. 'مهاجران اولیه آمریکا با چالشهای زیادی روبرو شدند' درست است، 'هوماستدر یک کلبه چوبی ساخت' درست است.
General term. 'Settler' is a broader term for anyone who establishes a permanent residence in a new place. 'Homesteader' specifically refers to those who claimed land under the Homestead Acts. All homesteaders were settlers, but not all settlers were homesteaders. 'The early settlers of America faced many challenges' works, 'The homesteader built a log cabin' works.
ادبی/روزمره. بر اولین بودن در کاوش یا اسکان در یک منطقه جدید، اغلب با سختیها، تأکید دارد. در حالی که هوماستدرها پیشگام بودند، 'پیشگام' در زمینههای دیگر نیز کاربرد دارد. 'او یک پیشگام در پزشکی بود' درست است، 'پیشگامان به غرب مهاجرت کردند' درست است و شامل هوماستدرها نیز میشود.
Literary/Everyday. Emphasizes being among the first to explore or settle a new area, often facing hardships. While homesteaders were pioneers, 'pioneer' also applies to other fields. 'She was a pioneer in medicine' works, 'The pioneers moved west' works, and includes homesteaders.