homesteading

home·stead·ing/ˈhoʊmˌsteɪdɪŋ/
noun (اسم)formal

اسم — خانواده‌داری

خانواده‌داریسکونت‌گزینی

عمل سکونت و کشاورزی روی قطعه‌ای زمین، اغلب تازه به‌دست آمده.

The act of settling and farming on a piece of land, often newly acquired.

«خانواده‌ها در مناطق دورافتاده سکونت می‌کنند.»

Families are homesteading remote areas.

«سکونت‌گزینی به کار سخت نیاز دارد.»

Homesteading requires hard work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
settlingاستقرار

رایج. به معنی استقرار و برپایی سکونت است.

Common. Refers to establishing residence, overlapping meanings.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000