در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی سگ که برای شکار پرورش داده شده است.
A type of dog bred for hunting.
«سگ شکاری گوزن را از میان جنگل دنبال کرد.»
“The hound chased the deer through the forest.”
«یک سگ شکاری با صدای بلند پارس کرد.»
“A hound bayed loudly at the fox.”
با شدت دنبال کردن یا آزار دادن کسی.
To pursue or harass relentlessly.
«خبرنگاران بهطور مداوم از سلبریتی جواب خواستند.»
“Reporters hounded the celebrity for answers.”
«او توسط وصولکنندگان بدهی آزار میشد.»
روزمره. معنی مشابه دارد ولی در بعضی زمینهها کمتر تهاجمی است.
Everyday. Similar meaning but less aggressive than hound in some contexts.