huddle

hud·dle/ˈhʌdl/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): huddledpast participle (مفعولی): huddled-ing (حال): huddling3rd (سوم): huddles

فعل — جمع شدن

جمع شدندر هم جمع شدن

در گروه کوچکی نزدیک هم جمع شدن معمولاً برای گرما یا صحبت خصوصی.

To crowd close together in a small group, usually for warmth or private talk.

«آنها برای گرم شدن دور آتش جمع شدند.»

They huddled around the fire to stay warm.

«بازیکنان برای بحث درباره نقشه جمع شدند.»

The players huddled to discuss the plan.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clusterگروه جمع شدن

رایج. معمولاً خنثی‌تر و کمتر صمیمی‌تر از huddle است.

Common. Usually more neutral and less intimate than huddle.

2noun (اسم)commonplural (جمع): huddles

اسم — گروه جمع شده

گروه جمع شدهتوده

جمع شدن نزدیک افراد یا حیوانات.

A close gathering of people or animals.

«گروهی از کودکان رازهایی را پچ پچ کردند.»

The huddle of children whispered secrets.

«دور بازیکن مصدوم گروهی جمع شدند.»

A huddle formed around the injured player.

تفاوت با واژه‌های مشابه
groupگروه

رایج. اصطلاح کلی برای هر مجموعه‌ای از افراد یا اشیا.

Common. General term for any collection of people or things.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000