huddle
فعل — جمع شدن
در گروه کوچکی نزدیک هم جمع شدن معمولاً برای گرما یا صحبت خصوصی.
To crowd close together in a small group, usually for warmth or private talk.
«آنها برای گرم شدن دور آتش جمع شدند.»
“They huddled around the fire to stay warm.”
«بازیکنان برای بحث درباره نقشه جمع شدند.»
“The players huddled to discuss the plan.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. معمولاً خنثیتر و کمتر صمیمیتر از huddle است.
Common. Usually more neutral and less intimate than huddle.
اسم — گروه جمع شده
جمع شدن نزدیک افراد یا حیوانات.
A close gathering of people or animals.
«گروهی از کودکان رازهایی را پچ پچ کردند.»
“The huddle of children whispered secrets.”
«دور بازیکن مصدوم گروهی جمع شدند.»
“A huddle formed around the injured player.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاح کلی برای هر مجموعهای از افراد یا اشیا.
Common. General term for any collection of people or things.