icicles

i·ci·cles/ˈaɪsɪkəlz/
noun (اسم)commonplural (جمع): icicles

اسم — چکاد یخ

چکاد یخشمعدانی یخ

قطعات بلند و نوک تیز یخ که زمانی که آب در حال چکیدن یخ می‌زند، تشکیل می‌شوند.

Long, pointed pieces of ice formed when dripping water freezes.

«پس از طوفان، شمعدانی‌های یخ از سقف آویزان شده بودند.»

Icicles hung from the roof after the storm.

«بچه‌ها زیر چکاد یخ روی ایوان بازی می‌کردند.»

The children played under the icicles on the porch.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000