idolised

id·o·lised/ˈaɪdəlaɪzd/
idolan image or representation of a god-iseto make or become
verb (فعل)commonpast (گذشته): idolisedpast participle (مفعولی): idolised-ing (حال): idolising3rd (سوم): idolises

فعل — پرستیدن

پرستیدنبت‌پرستی کردن

کسی را با تحسین زیاد یا حتی اغراق‌آمیز بزرگ کردن و ستایش کردن.

Regarded someone with great admiration or devotion, often excessively.

«هواداران سال‌ها خواننده را بت می‌دانستند.»

The fans idolised the singer for years.

«او معلمش را به عنوان الگو بزرگ می‌داشت.»

She idolised her teacher as a role model.

تفاوت با واژه‌های مشابه
worshippedپرستیده‌شده

رسمی. تأکید بر احترام یا پرستش مذهبی دارد؛ هم به معنای واقعی و هم استعاری.

Formal. Emphasizes reverence or religious devotion; can be literal or figurative enchantment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000