immolate

im·mo·late/ˈɪməˌleɪt/
im-in, onmolateto sacrifice, burn
verb (فعل)formalpast (گذشته): immolatedpast participle (مفعولی): immolated-ing (حال): immolating3rd (سوم): immolates

فعل — قربانی کردن

قربانی کردنسوزاندن برای قربانی

کشتن یا قربانی کردن، به ویژه با سوزاندن.

To kill or offer as a sacrifice, especially by burning.

«مراسم باستانی نیاز داشت تا حیوانات را قربانی کنند.»

Ancient ritual required humans to immolate animals.

«او تهدید کرد که برای اعتراض خود را آتش بزند.»

He threatened to immolate himself in protest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sacrificeقربانی کردن

رسمی. در موارد قربانی به جای 'immolate' استفاده می‌شود، اما 'immolate' بیشتر بر سوزاندن تاکید دارد.

Formal. Can substitute 'immolate' when referring to offerings, but 'immolate' emphasizes burning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000