immortal

im·mor·tal/ɪˈmɔːrtl̩/
im-notmortdeath-alrelated to / pertaining to
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more immortalsuperlative (عالی): most immortal

صفت — جاودان

جاوداننامیراابدی

برای همیشه زنده؛ هرگز نمی‌میرد یا فاسد نمی‌شود.

Living forever; never dying or decaying.

«خدایان یونان باستان جاودان محسوب می‌شدند.»

The gods of ancient Greece were considered immortal.

«میراث او در دل بسیاری جاودان باقی مانده است.»

His legacy remains immortal in the hearts of many.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eternalابدی

رسمی. برای همیشه باقی یا موجود؛ بدون پایان یا آغاز. زمانی که به وجود بی‌پایان اشاره دارد، با 'immortal' قابل تعویض است، اما 'eternal' می‌تواند برای مفاهیم انتزاعی (مانند عشق یا حقیقت) نیز به کار رود در حالی که 'immortal' معمولاً به موجودات زنده یا چیزهایی که فاسد نمی‌شوند اشاره دارد. 'عشق ابدی' درست است، 'عشق جاودان' کمتر رایج است.

Formal. Lasting or existing forever; without end or beginning. Interchangeable with 'immortal' when referring to endless existence, but 'eternal' can also apply to abstract concepts (like love or truth) whereas 'immortal' usually refers to living beings or things that don't decay. 'Eternal love' works, 'immortal love' is less common.

undyingفنا ناپذیر

ادبی. برای همیشه ماندگار؛ هرگز پایان نمی‌پذیرد. اغلب برای احساسات یا ویژگی‌ها استفاده می‌شود. می‌تواند با 'immortal' برای مفاهیم انتزاعی که پایدار هستند، قابل تعویض باشد، اما برای موجودات فیزیکی کمتر رایج است. 'عشق فنا ناپذیر' درست است، 'خدایان فنا ناپذیر' کمتر از 'خدایان جاودان' رایج است.

Literary. Lasting forever; never ending. Often used for feelings or qualities. Can be interchangeable with 'immortal' for abstract concepts that endure, but less common for physical beings. 'Undying love' works, 'undying gods' is less common than 'immortal gods'.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): immortals

اسم — جاودانه

جاودانهنامیراایزد

موجودی جاودان، به ویژه یک خدا یا الهه.

An immortal being, especially a god or goddess.

«قهرمان در کنار جاودانگان جنگید.»

The hero fought alongside the immortals.

«او آرزو داشت به صفوف جاودانگان بپیوندد.»

She wished to join the ranks of the immortals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deityالهه

رسمی. یک خدا یا الهه (در یک دین چندخدایی). 'Deity' اصطلاح گسترده‌تری برای خدا است، در حالی که 'immortal' بر جنبه جاودانه بودن تأکید می‌کند. اغلب زمانی که به موجودات الهی اساطیری اشاره دارد، قابل تعویض است. 'الهه‌های باستانی پرستش می‌شدند' درست است، 'جاودانه‌های باستانی پرستش می‌شدند' نیز درست است.

Formal. A god or goddess (in a polytheistic religion). 'Deity' is a broader term for a god, while 'immortal' emphasizes the aspect of living forever. Often interchangeable when referring to the divine beings of mythology. 'The ancient deities were worshipped' works, 'the ancient immortals were worshipped' also works.

godخدا

روزمره. یک موجود فوق بشری یا روح که به عنوان دارای قدرت بر طبیعت یا سرنوشت انسان‌ها پرستش می‌شود. 'God' یک اصطلاح کلی برای یک موجود الهی است. زمانی که به خدایان اساطیری اشاره دارد، می‌تواند با 'immortal' قابل تعویض باشد. 'زئوس یک خدای قدرتمند بود' درست است، 'زئوس یک جاودانه قدرتمند بود' نیز درست است.

Everyday. A superhuman being or spirit worshipped as having power over nature or human fortunes. 'God' is a general term for a divine being. Can be interchangeable with 'immortal' when referring to mythological gods. 'Zeus was a powerful god' works, 'Zeus was a powerful immortal' also works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000