در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عمل کشتن یا قربانی کردن، معمولاً با آتش به عنوان هدیه
The act of killing or sacrificing, often by fire as an offering.
«مراسم شامل قربانی کردن حیوانات بود.»
“The ritual involved the immolation of animals.”
«سوزانیدن به عنوان قربانی یک عمل باستانی بود.»
“Immolation by fire was an ancient practice.”
متداول. اصطلاح عمومی برای فدا کردن چیزی ارزشمند؛ immolation خاص به کشتن یا سوزاندن به شکل قربانی است.
Common. General term for giving up something valuable; immolation is specific to killing or burning as sacrifice.