immortality

im·mor·tal·i·ty/ˌɪmɔːrˈtælɪti/
im-notmortalsubject to death-itystate or condition
noun (اسم)formal

اسم — جاودانگی

جاودانگیبی‌مرگی

حالت زندگی ابدی؛ هرگز مردن یا فراموش شدن

The state of living forever; never dying or being forgotten.

«بسیاری از افسانه‌ها جست‌وجوی جاودانگی را بررسی می‌کنند.»

Many myths explore the quest for immortality.

«هنرمندان از طریق آثار خود به دنبال جاودانگی‌اند.»

Artists seek immortality through their work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eternityازلی بودن

رسمی. بر زمان بی‌پایان، ممکن است معنای روحی یا انتزاعی داشته باشد.

Formal. Emphasizes endless time, can be spiritual or abstract.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000