improvisational

im·prov·i·sa·tion·al/ɪmˌprɒvɪˈzeɪʃənəl/
im-not/negativeprovisationproviding or arranging
adjective (صفت)formal

صفت — بداهه‌پردازانه

بداهه‌پردازانهبی‌برنامه

مربوط به یا مشخصه انجام کاری به صورت بداهه و بدون برنامه‌ریزی قبلی.

Relating to or characterized by making or doing something spontaneously without preparation.

«آنها یک قطعه جاز بداهه اجرا کردند.»

They performed an improvisational jazz piece.

«مهارت‌های بداهه او نمایش را نجات داد.»

Her improvisational skills saved the show.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spontaneousخودجوش

رایج. تاکید بر عمل بدون برنامه‌ریزی قبلی دارد، اغلب قابل جایگزینی است.

Common. Emphasizes acting without pre-planning, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000