در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تا آن حد که؛ تا جایی که.
To the extent that; insofar as.
«تا آنجا که تلاش کردهای، از زحماتت قدردانی میکنم.»
“Inasmuch as you have tried, I appreciate your effort.”
«او مفید بود، چون که نصیحتهای خوبی داد.»
“He was helpful, inasmuch as he gave good advice.”