inch

/ɪntʃ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): inches

اسم — اینچ

اینچ

واحد اندازه‌گیری برابر با یک دوازدهم فوت، تقریباً ۲.۵۴ سانتی‌متر.

A unit of length equal to 1/12 of a foot, approximately 2.54 centimeters.

«عرض کتاب شش اینچ است.»

The book is six inches wide.

«کاغذ را به قطعات دو اینچی برش بده.»

Cut the paper into two-inch pieces.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): inchedpast participle (مفعولی): inched-ing (حال): inching3rd (سوم): inches

فعل — آهسته حرکت کردن

آهسته حرکت کردن

با دقت و آهسته، به مقدار یا گام‌های کوچک حرکت کردن.

To move slowly and carefully in small amounts or steps.

«او به آهستگی جلو رفت تا بهتر ببیند.»

He inched forward to see better.

«حلزون به‌آهستگی از مسیر عبور کرد.»

The snail inched its way across the path.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crawlخزیدن

غیررسمی. حرکت بسیار آهسته معمولاً روی دست و زانو. همیشه قابل جایگزینی با inch نیست.

Informal. Implies very slow movement, often on hands and knees. Not always interchangeable with inch, which can be broader.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000