incessantly

in·ces·sant·ly/ɪnˈsesəntli/
in-notcessstop-antcharacterized by-lyadverb form
adverb (قید)commontype (نوع): frequencyadjective (صفت): incessantposition (جایگاه): end

قید — به طور مداوم

به طور مداومپی در پیبی‌وقفه

بی‌وقفه؛ به‌طور مداوم.

Without interruption; constantly.

«او در طول جلسه بی‌وقفه صحبت کرد.»

She talked incessantly during the meeting.

«باران تمام شب به طور مداوم بارید.»

The rain fell incessantly all night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
constantlyبه طور مداوم

روزمره. اغلب مترادف‌های قابل جایگزینی، به ویژه برای توصیف کارهای تکراری.

Everyday. Often interchangeable synonyms especially in describing repeated actions.

continuouslyبه طور پیوسته

رسمی. بر ویژگی بدون وقفه تأکید دارد و در بسیاری از زمینه‌ها قابل جایگزینی است.

Formal. Emphasizes uninterrupted nature, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000