در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نقص در توجه و دلسوزی نسبت به نیازها یا احساسات دیگران؛ بیتوجهی
lack of concern for the feelings or needs of others; thoughtlessness
«بیملاحظگی او دوستانش را ناراحت کرد.»
“His inconsideration upset his friends.”
«با دیر رسیدن بیتوجهی نشان داد.»
“She showed inconsideration by arriving late.”
متداول. به عدم توجه به احساسات دیگران اشاره دارد. در بسیاری موارد مشابه و قابل جایگزینی است.
Common. Means failure to think about others' feelings. Similar and interchangeable in many contexts.
رسمی. معمولاً در مورد عدم مراقبت یا توجه است. همیشه جایگزین نیست.
Formal. Often implies failure to provide care or attention. May not always be interchangeable.