inelastic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·e·las·tic/ˌɪnɪˈlæstɪk/
in-notelasticable to return to shape after stretching
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more inelasticsuperlative (عالی): most inelastic

صفت — غیرالاستیک

غیرالاستیکغیرکشسان

غیر قابل بازگشت به شکل اولیه پس از تغییر شکل؛ سفت یا سخت.

Not capable of returning to original shape after deformation; rigid or stiff.

«این ماده غیرالاستیک است و به آسانی می‌شکند.»

The material is inelastic and breaks easily.

«برخورد غیرالاستیک یعنی اجسام بازنمی‌گردند.»

Inelastic collision means objects do not bounce back.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rigidسخت

رایج. تأکید بر سختی و نبود انعطاف‌پذیری دارد.

Common. Emphasizes stiffness and lack of flexibility.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000