inside job

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·side job/ˌɪnˈsaɪd dʒɑb/
noun (اسم)commonplural (جمع): inside jobs

اسم — کارِ خودی

کارِ خودیجرم با همکاری داخلی

جرمی که فردی از داخل سازمان در طراحی یا انجام آن دست داشته است.

A crime planned or helped by someone within the affected organization.

«پلیس به همکاری فردی از داخل مشکوک بود.»

Police suspected an inside job.

«دزدی شبیه جرمی با کمک داخلی به نظر می‌رسید.»

The theft looked like an inside job.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000