noun (اسم)formal
اسم — بیماری مزمن
بیماری مزمنناتوانی دائمازکارافتادگی
حالت بیمار بودن، به ویژه بیماری مزمن یا ناتوانی که باعث ضعف یا وابستگی فرد شود.
The state of being an invalid, especially chronic ill health or disability that causes one to be weak or dependent.
«او سالها در حالت بیماری مزمن زندگی میکرد.»
“She lived in a state of invalidism for years.”
«بیماری او مانع از کار کردنش شد.»
“His invalidism prevented him from working.”