invasive

in·va·sive/ɪnˈveɪsɪv/
in-intovadego, enter
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more invasivesuperlative (عالی): most invasive

صفت — تهاجمی

تهاجمیمهاجماشغال‌گر

گرایش به گسترش مهاجمانه یا مزاحمت‌آمیز، معمولاً به شکل ناخوشایند.

Tending to spread aggressively or intrusively, often undesirably.

«گونه‌های مهاجم به اکوسیستم‌های محلی آسیب می‌زنند.»

Invasive species harm local ecosystems.

«تومور بسیار مهاجم است.»

The tumor is highly invasive.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aggressiveتهاجمی

رایج. معنی کلی برای رفتار پرزور است.

Common. Similar meaning but more general for forceful behavior.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000