در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک نوار باریک از خشکی که از دو طرف توسط آب احاطه شده و دو خشکی بزرگتر را به هم وصل میکند.
A narrow strip of land with water on either side, connecting two larger landmasses.
«تنگه پاناما آمریکای شمالی و جنوبی را به هم وصل میکند.»
“The Isthmus of Panama connects North and South America.”
«این شهر در یک تنگه خاکی باریک قرار دارد.»
“The town is situated on a narrow isthmus.”
متداول. میتواند به صورت استعاری برای یک نوار باریک رابط استفاده شود، اما 'برزخ' به طور خاص به یک شکل زمینشناسی اشاره دارد. 'گردنه خشکی' میتواند هممعنی باشد اما کمتر رسمی است.
Common. Can be used metaphorically for a narrow connecting strip, but 'isthmus' specifically refers to a landform. 'Neck of land' can be synonymous but is less formal.
متداول. یک اصطلاح بسیار کلی. در حالی که برزخ یک نوار خشکی است، همه نوارها برزخ نیستند. 'یک نوار بیکن' برزخ نیست.
Common. A very general term. While an isthmus is a strip of land, not all strips are isthmuses. 'A strip of bacon' is not an isthmus.