iterated

it·er·at·ed/ˈɪtəreɪtɪd/
iter-repeat-ateto make or do-edpast tense
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more iteratedsuperlative (عالی): most iterated

صفت — تکرارشده

تکرارشدهچندباره

بارها تکرار شده، به ویژه در محاسبات یا فرایندها

Repeated many times, especially in calculation or processes

«الگوریتم‌های تکرارشده دقت را افزایش می‌دهند.»

Iterated algorithms improve accuracy.

«فرایند تکرارشده تا زمانی که نتایج پایدار شوند.»

The process is iterated until results stabilize.

تفاوت با واژه‌های مشابه
repeatedتکراری

معمولی. به معنای انجام دوباره چندین بار، معمولاً قابل تعویض.

Common. Means done again multiple times, generally interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000