jelly

jel·ly/ˈdʒɛli/
1noun (اسم)common

اسم — ژله

ژلهمربا شفاف

غذایی شیرین و نرم که با جوشاندن آب‌میوه و شکر تا زمانی که سفت شود تهیه می‌شود.

A sweet, soft food made by boiling fruit juice with sugar until it sets.

«او ژله توت‌فرنگی برای دسر درست کرد.»

She made strawberry jelly for dessert.

«ژله شیرین و نرم بود.»

The jelly was sweet and wobbly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gelatinژلاتین

اصطلاح فنی برای پروتئینی که ژله درست می‌کند؛ همیشه جایگزین ژله نیست.

Technical term for protein used to make jelly; not always interchangeable with 'jelly' as food.

jamمربا

شبیه است ولی مربا معمولاً میوه دارد، ژله صاف است.

Similar but jam usually has fruit pieces; jelly is clear and smooth.

2noun (اسم)common

اسم — ژله حیوانی

ژله حیوانی

ماده نرم و ژلاتینی در حیوانات مانند ژله در عروس دریایی.

A soft, gelatinous substance in animals, such as the jelly in a jellyfish.

«عروس دریایی بیشتر از ژله شفاف تشکیل شده است.»

The jellyfish is mostly made of transparent jelly.

«ژله داخل میوه شیرین و غلیظ بود.»

The jelly inside the fruit was sweet and thick.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000