jigsaws

jig·saws/ˈdʒɪɡsɔːz/
noun (اسم)commonplural (جمع): jigsaws

اسم — معمای تصویری

معمای تصویریپازل

پازل یا بازی فکری شامل قطعات نامنظم که کنار هم تصویر درست می‌کنند.

Puzzle consisting of numerous irregularly shaped pieces that fit together to form a picture.

«بچه‌ها در روزهای بارانی از حل پازل‌ها لذت می‌برند.»

The children enjoy solving jigsaws on rainy days.

«آخر هفته گذشته یک پازل هزار قطعه‌ای را تمام کرد.»

She completed a 1000-piece jigsaw last weekend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
puzzleمعما

رایج است؛ اصطلاح کلی برای بازی‌های فکری است؛ 'جیک‌سا' مخصوص پازل‌های تصویری است.

Common. General term for any brain teaser; 'jigsaw' specifically refers to picture puzzles made of pieces.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000