jinxed

/dʒɪŋkst/
adjective (صفت)informal

صفت — بدخواه

بدخواهبدشانس

تحت تأثیر بدشانسی یا نفرین قرار گرفته.

Affected by bad luck or curses.

«از وقتی آن ماشین را خریده، بدشانس بوده است.»

Ever since he bought that car, he's been jinxed.

«می‌گویند تیم در این فصل بدشانس است.»

They say the team is jinxed this season.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cursedملعون

رسمی یا ادبی. شدت بیشتری از بدشانسی را می‌رساند.

Formal or literary. Similar meaning but implies stronger, often supernatural negativity.

unluckyبدشانس

کلمه‌ی روزمره که در موقعیت‌های غیررسمی جایگزین خوبی است.

Common everyday word, used interchangeably in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000