joint

/dʒɔɪnt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): joints

اسم — مفصل

مفصل

نقطه‌ای که دو یا چند استخوان به هم می‌رسند و معمولاً امکان حرکت را فراهم می‌کنند.

A point where two or more bones meet, usually allowing movement.

«مفصل زانویم وقتی می‌دوم درد می‌کند.»

My knee joint hurts when I run.

«آرنج نوعی مفصل است.»

The elbow is a type of joint.

تفاوت با واژه‌های مشابه
articulationمفصل

فنی/رسمی. «مفصل» یک اصطلاح فنی‌تر در آناتومی است که به اتصال بین استخوان‌ها اشاره دارد. «Joint» اصطلاح رایج و روزمره است.

Technical/Formal. 'Articulation' is a more technical term in anatomy, referring to a connection between bones. 'Joint' is the common, everyday term.

2noun (اسم)informalplural (جمع): joints

اسم — پاتوق

پاتوقجای دنجقهوه‌خانه

مکانی، معمولاً یک بار، رستوران یا باشگاه، که عموماً ساده، غیررسمی و ارزان است.

A place, typically a bar, restaurant, or club, that is generally simple, informal, and inexpensive.

«بیا برای شام به آن پیتزا فروشی برویم.»

Let's go to that pizza joint for dinner.

«این بار کوچک پاتوق مورد علاقه ماست.»

This little bar is our favorite joint.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hangoutپاتوق

غیررسمی. «پاتوق» به طور خاص به مکانی اشاره دارد که مردم اغلب برای معاشرت در آن جمع می‌شوند. «جوینت» مشابه است اما می‌تواند به یک مکان کمی فرسوده یا غیررسمی نیز اشاره کند.

Informal. 'Hangout' specifically refers to a place where people frequently gather for socializing. 'Joint' is similar but can also imply a slightly rundown or casual establishment.

diveپاتوق محقر

غیررسمی/عامیانه. «پاتوق محقر» به یک مکان بسیار فرسوده‌تر، شاید حتی مشکوک، اغلب یک بار، اشاره دارد. «جوینت» ملایم‌تر است و می‌تواند برای هر مکان غیررسمی و ارزان استفاده شود.

Informal/Slang. 'Dive' implies a much more rundown, perhaps even seedy, establishment, often a bar. 'Joint' is milder and can be used for any informal, cheap place.

متضادها
3adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more jointsuperlative (عالی): most joint

صفت — مشترک

مشترکهمکاری

مشترک، متعلق یا انجام شده توسط دو یا چند نفر یا سازمان به طور مشترک.

Shared, held, or done by two or more people or organizations together.

«آنها تصمیم مشترکی برای خرید خانه گرفتند.»

They made a joint decision to buy the house.

«این پروژه یک تلاش مشترک بین دو شرکت بود.»

The project was a joint effort between two companies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sharedمشترک

روزمره. «مشترک» یک اصطلاح گسترده‌تر برای هر چیزی است که توسط بیش از یک نفر استفاده، مالکیت یا تجربه می‌شود. «Joint» به طور خاص به یک همکاری یا مالکیت رسمی یا عمدی اشاره دارد.

Everyday. 'Shared' is a broader term for anything that is used, owned, or experienced by more than one person. 'Joint' specifically implies a formal or intentional collaboration or ownership.

collaborativeهمکارانه

رسمی. «همکارانه» به طور خاص به کارهایی که با همکاری دیگران انجام می‌شود، اشاره دارد و بر فرآیند کار گروهی تأکید می‌کند. «Joint» بیشتر بر نتیجه یا وضعیت مشترک تمرکز دارد.

Formal. 'Collaborative' specifically refers to things done in cooperation with others, emphasizing the process of working together. 'Joint' focuses more on the shared outcome or status.

متضادها
4verb (فعل)commonpast (گذشته): jointedpast participle (مفعولی): jointed-ing (حال): jointing3rd (سوم): joints

فعل — وصل کردن

وصل کردنمتصل کردن

دو یا چند چیز را با مفصل یا اتصال به هم وصل کردن.

To connect two or more things with a joint.

«دو لوله به هم وصل شدند.»

The two pipes were jointed together.

«نجار با دقت قطعات چوبی را به هم متصل کرد.»

The carpenter carefully jointed the wooden pieces.

تفاوت با واژه‌های مشابه
connectوصل کردن

روزمره. «وصل کردن» یک فعل کلی‌تر برای گرد هم آوردن چیزهاست. «جوینت کردن» به طور خاص به اتصال به گونه‌ای اشاره دارد که یک مفصل (اتصال مفصلی) شکل گیرد، اغلب در ساخت و ساز یا آناتومی.

Everyday. 'Connect' is a more general verb for bringing things together. 'Joint' specifically refers to connecting in such a way that a joint (an articulated connection) is formed, often in construction or anatomy.

uniteمتحد کردن

رسمی. «متحد کردن» به معنای گرد هم آوردن موجودیت‌های جداگانه برای تشکیل یک کل واحد است، اغلب با حس هدف یا توافق. «جوینت کردن» بیشتر به اتصال فیزیکی مربوط است.

Formal. 'Unite' implies bringing separate entities together to form a single whole, often with a sense of purpose or agreement. 'Joint' is more about physical connection.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000