juice

/dʒuːs/
1noun (اسم)common

اسم — آبمیوه

آبمیوهشیره

مایعی که از میوه‌ها یا سبزیجات گرفته می‌شود.

The liquid extracted from fruit or vegetables.

«من یک لیوان آب پرتقال می‌خواهم.»

I would like a glass of orange juice.

«او هر صبح آب سیب تازه می‌نوشید.»

She drank fresh apple juice every morning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nectarشهد

رسمی/ادبی. معمولاً به مایع شیرین تولید شده توسط گل‌ها که توسط حشرات مصرف می‌شود، یا یک نوشیدنی شیرین و غلیظ ساخته شده از پالپ میوه اشاره دارد. کمتر برای آبمیوه روزمره استفاده می‌شود. 'زنبورها شهد جمع کردند.'

Formal/Literary. Typically refers to the sugary fluid produced by flowers, consumed by insects, or a sweet, thick drink made from fruit pulp. Less common for everyday fruit juice. 'The bees collected nectar.'

extractعصاره

فنی. یک آماده‌سازی حاوی ماده فعال یک ماده به شکل غلیظ. می‌تواند مایع باشد، اما 'آبمیوه' نوع خاصی از عصاره مایع است. 'عصاره وانیل' در مقابل 'آب پرتقال'.

Technical. A preparation containing the active ingredient of a substance in concentrated form. Can be a liquid, but 'juice' is a specific type of liquid extract. 'Vanilla extract' vs. 'orange juice'.

2noun (اسم)informal

اسم — برق

برقنیرو

اصطلاح غیررسمی برای برق، به خصوص به عنوان منبع انرژی.

Informal term for electricity, especially as a source of power.

«آیا برق کافی در باتری برای روشن کردن ماشین هست؟»

Is there enough juice in the battery to start the car?

«باید گوشی‌ام را به برق بزنم تا شارژ شود.»

I need to plug in my phone to get some juice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
electricityبرق

رایج. اصطلاح رسمی و کلی برای جریان الکتریکی. 'Juice' بسیار غیررسمی است و هنگام صحبت از برق برای دستگاه‌ها استفاده می‌شود. 'برق قطع شد' در مقابل 'آیا برای شارژ گوشی‌ام به اندازه کافی برق (juice) هست؟'

Common. The formal and general term for electric current. 'Juice' is very informal and used when talking about power for devices. 'The electricity went out' vs. 'Is there enough juice to charge my phone?'

powerقدرت

رایج. به ظرفیت یا توانایی انجام کاری، یا به طور خاص برق اشاره دارد. 'برق قطع شد.' 'Juice' یک مترادف غیررسمی برای این معنای قدرت است.

Common. Refers to the capacity or ability to do something, or specifically electric power. 'The power went out.' 'Juice' is an informal synonym for this sense of power.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): juicedpast participle (مفعولی): juiced-ing (حال): juicing3rd (سوم): juices

فعل — آب گرفتن

آب گرفتنعصاره گرفتن

آب میوه یا سبزیجات را گرفتن.

To extract the juice from fruit or vegetables.

«او هر صبح پرتقال‌ها را آب می‌گرفت تا نوشیدنی‌های صبحانه تازه داشته باشد.»

She juiced oranges every morning for fresh breakfast drinks.

«می‌توانید میوه‌های مختلف را آب بگیرید تا یک ترکیب سالم درست کنید.»

You can juice various fruits to make a healthy blend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extractاستخراج کردن

رسمی. به معنای خارج کردن یا بیرون آوردن، به ویژه با تلاش یا زور. 'آب گرفتن' یک نوع خاص از استخراج است. 'استخراج روغن' در مقابل 'آب پرتقال گرفتن'.

Formal. To remove or take out, especially by effort or force. 'Juice' is a specific type of extraction. 'Extract oil' vs. 'juice an orange'.

squeezeفشردن

رایج. به معنای محکم فشردن چیزی، اغلب برای استخراج مایع. برای میوه‌هایی مانند لیمو و پرتقال کاملاً قابل جایگزینی با 'آب گرفتن' است. 'فشردن لیمو' تقریباً با 'آب گرفتن لیمو' یکسان است.

Common. To firmly press something, often to extract liquid. Very interchangeable with 'juice' for fruits like lemons and oranges. 'Squeeze a lemon' is almost identical to 'juice a lemon'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000