justifications

jus·ti·fi·ca·tions/ˌdʒʌstəfəˈkeɪʃənz/
noun (اسم)formalplural (جمع): justifications

اسم — توجیهات

توجیهاتدلیل‌ها

دلیل‌ها یا توضیحاتی که نشان می‌دهد چیزی صحیح یا منطقی است.

Reasons or explanations that show something is right or reasonable.

«او توجیهاتی برای غیبتش ارائه داد.»

He gave justifications for his absence.

«این سیاست توجیهات روشنی ندارد.»

The policy lacks clear justifications.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reasonsدلیل‌ها

روزمره. مترادف کلی؛ معمولاً در توضیح عمل‌ها جایگزین است.

Everyday. General synonym; usually interchangeable in contexts explaining actions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000