killjoys

kill·joys/ˈkɪlˌdʒɔɪz/
kill-to stop or destroyjoyhappiness, pleasure
noun (اسم)commonplural (جمع): killjoys

اسم — خراب‌کننده حال

خراب‌کننده حالخوشی‌گریز

شخصی که با منفی‌بافی یا بدخلقی لذت دیگران را خراب می‌کند.

A person who spoils the enjoyment of others by being negative or disapproving.

«اینقدر خراب‌کننده حال نباش؛ به مهمانی بپیوند!»

Don't be such a killjoy; join the party!

«او کسی است که همیشه از خوشگذرانی بدش می‌آید.»

He's a killjoy who never likes to have fun.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spoilsportخراب‌کننده بازی

غیررسمی. معنای مشابه killjoy دارد و برای کسی که شادی را خراب می‌کند به کار می‌رود.

Informal. Similar meaning to 'killjoy', used to describe someone who ruins fun situations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000