knurled

/ˈnɜːrld/
knurla small ridge or pattern usually on metal-edpast participle
adjective (صفت)technical

صفت — دارای شیار

دارای شیارشیاردار

دارای نقش یا شیارهای کوچک روی فلز برای افزایش گیرایی.

Having a pattern of small ridges or knobs, especially on metal for grip.

«دسته سطحی شیاردار برای گیرایی بهتر دارد.»

The handle has a knurled surface for better grip.

«دکمه‌های شیاردار راحت‌تر با دست چرخانده می‌شوند.»

Knurled knobs are easier to turn by hand.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ridgedشیاردار

رایج. معنای مشابه برای توصیف بافت سطح.

Common. Similar meaning describing surface texture.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000