laconic

la·con·ic/ləˈkɒnɪk/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): laconichersuperlative (عالی): laconicest

صفت — مختصر

مختصرکم‌حرف

استفاده از کلمات کم؛ مختصر تا حدی که گاهی مرموز یا بی‌ادبانه به نظر برسد.

Using few words; concise to the point of seeming mysterious or rude.

«پاسخ کوتاه و مختصر او همه را شگفت زده کرد.»

His laconic reply surprised everyone.

«او خلاصه‌ای مختصر از گزارش ارائه داد.»

She gave a laconic summary of the report.

تفاوت با واژه‌های مشابه
terseمختصر

رسمی. مشابه است اما ممکن است از laconic بی‌ادبانه‌تر باشد.

Formal. Similar but can be more abrupt or curt than laconic.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000