laissez

lais·sez/ˈleɪseɪ/
interjection (حرف ندا)formal

حرف ندا — بگذار انجام شود

بگذار انجام شودرها کن

عبارتی به معنی «رها کردن» که مخصوصاً در عبارت «لِسِ فِر» برای توصیف عدم دخالت به کار می‌رود.

An expression meaning 'let do' or 'allow to do', used especially in the phrase 'laissez-faire' to describe non-interference.

«اقتصاد لسه فر ترویج‌کننده حداقل دخالت دولت است.»

Laissez-faire economics promotes minimal government interference.

«او برای بیان آزادی عمل گفت «لِسِ».»

He said 'laissez' to express freedom of action.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000