lain

/leɪn/
verb (فعل)commonpast (گذشته): laypast participle (مفعولی): lain-ing (حال): lying3rd (سوم): lies

فعل — دراز کشیده

دراز کشیدهقرار گرفته

صورت سوم گذشته فعل «دراز کشیدن» یا «قرار داشتن افقی».

Past participle of the verb 'lie' (to recline or be in a horizontal position).

«او تمام روز روی تخت دراز کشیده است.»

She has lain on the bed all day.

«کتاب سال‌ها دست نخورده باقی مانده بود.»

The book had lain untouched for years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restedاستراحت کرده

روزمره. گاه در زمینه‌های غیررسمی جایگزین lain می‌شود.

Everyday. Can sometimes replace 'lain' in casual contexts of reclining.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000