lay one's head

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/leɪ wʌnz hɛd/
phrase (عبارت)literary

عبارت — سر گذاشتن

سر گذاشتنجایی برای خواب داشتن

سر را جایی گذاشتن، به‌ویژه برای خوابیدن.

To rest one's head somewhere, especially when going to sleep.

«او جای امنی برای خوابیدن نداشت.»

He had nowhere safe to lay his head.

«خوشحال بودم سرم را روی بالش بگذارم.»

I was glad to lay my head on a pillow.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000