leaned

/liːnd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): leanedpast participle (مفعولی): leaned-ing (حال): leaning3rd (سوم): leans

فعل — خم شدن

خم شدنتکیه دادن

گذشته فعل 'lean'، به معنی خم شدن یا تکیه دادن به چیزی برای حمایت.

Past tense of 'lean'; to incline or rest against something for support.

«او خسته تکیه به دیوار داد.»

She leaned against the wall tiredly.

«او برای بهتر شنیدن به جلو خم شد.»

He leaned forward to hear better.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restتکیه دادن

رایج. معنای مشابه هنگام تکیه دادن برای حمایت است؛ گاهی جایگزین می‌شود.

Common. Similar meaning when leaning for support; sometimes used interchangeably.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000