در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حداقل، دست کم.
At least; at the minimum.
«حداقل باید تلاش کنیم سر وقت تمام کنیم.»
“Leastwise, we should try to finish on time.”
«سرش شلوغ است، ولی حداقل تماس گرفت.»
“He’s busy, but leastwise he called.”