leastwise

least·wise/ˈliːstwɑɪz/
adverb (قید)formaltype (نوع): degreeposition (جایگاه): middle

قید — حداقل

حداقلدست کم

حداقل، دست کم.

At least; at the minimum.

«حداقل باید تلاش کنیم سر وقت تمام کنیم.»

Leastwise, we should try to finish on time.

«سرش شلوغ است، ولی حداقل تماس گرفت.»

He’s busy, but leastwise he called.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000