letter

let·ter/ˈlɛtər/
1noun (اسم)commonplural (جمع): letters

اسم — نامه

نامهمکتوب

متنی نوشته‌شده یا چاپ‌شده که معمولاً از طریق پست برای یک شخص یا سازمان فرستاده می‌شود.

A written or printed message usually sent by mail to a person or organization.

«او نامه‌ای برای دوستش در خارج فرستاد.»

She sent a letter to her friend abroad.

«امروز نامه‌ای در صندوق پستی پیدا کردم.»

I found a letter in the mailbox today.

تفاوت با واژه‌های مشابه
noteیادداشت

روزمره. وقتی پیام کوتاه و غیررسمی است جایگزین نامه می‌شود، مثل «او یادداشتی روی در گذاشت.» ولی برای پیام‌های رسمی نیست.

Everyday. Can replace 'letter' when the message is short and informal, e.g. 'She left a note on the door.' But not for formal or official messages.

messageپیام

روزمره. کلی‌تر است و شامل پیام‌ گفتاری یا الکترونیکی هم می‌شود؛ رسمی‌تر از نامه نیست.

Everyday. More general and can include spoken or electronic communication; less formal than 'letter'.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): letters

اسم — حرف

حرفحرف الفبا

نماد یا علامتی که برای نمایش یک یا چند صدا در نوشتن زبان استفاده می‌شود.

A symbol or character representing one or more sounds used in writing a language.

«الفبای انگلیسی ۲۶ حرف دارد.»

The English alphabet has 26 letters.

«نام خود را با حروف بزرگ بنویسید.»

Write your name using capital letters.

تفاوت با واژه‌های مشابه
characterکاراکتر

رسمی/فنی. اصطلاح کلی برای هر نماد در سیستم‌های نوشتاری است، شامل حروف، اعداد و علائم نگارشی.

Formal/technical. More general term for any symbol in writing systems, includes letters, numbers, punctuation.

3verb (فعل)formalpast (گذشته): letteredpast participle (مفعولی): lettered-ing (حال): lettering3rd (سوم): letters

فعل — نامه فرستادن

نامه فرستادننامه نوشتن

ارسال نامه یا ارتباط برقرار کردن از طریق نامه.

To send a letter or communicate by letter.

«آن‌ها سال‌ها برای هم نامه می‌نوشتند.»

They lettered each other for many years.

«او در سفر برای والدینش نامه می‌نوشت.»

She lettered her parents while traveling.

تفاوت با واژه‌های مشابه
correspondمکاتبه کردن

رسمی. به تبادل نامه اشاره دارد که معمولاً رسمی یا اداری است؛ در مکالمه غیررسمی کمتر به کار می‌رود.

Formal. Refers to exchanging letters, usually official or formal; less common in casual use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000