liest

/liːst/
verb (فعل)commonpast (گذشته): laypast participle (مفعولی): lain-ing (حال): lying3rd (سوم): liests

فعل — دراز کشیدن

دراز کشیدنقرار داشتن

سوم شخص مفرد حال فعل 'lie' به معنی دراز کشیدن یا قرار گرفتن.

Third person singular present of 'lie' meaning to recline or be situated.

«او برای استراحت روی تخت دراز می‌کشد.»

She liest on the bed to rest.

«روستا کنار رودخانه واقع شده است.»

The village liest beside the river.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000