lifelike

life·like/ˈlaɪf.laɪk/
lifeliving existence-likeresembling
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more lifelikesuperlative (عالی): most lifelike

صفت — واقعی

واقعیشبیه به زندگی

بسیار شبیه به زندگی واقعی؛ طبیعی یا واقعی به نظر رسیدن.

Very similar to real life; appearing natural or realistic.

«مجسمه بسیار شبیه زندگی واقعی به نظر می‌رسید.»

The statue looked very lifelike.

«او یک پرتره واقع‌گرایانه نقاشی کرد.»

She painted a lifelike portrait.

تفاوت با واژه‌های مشابه
realisticواقع‌بینانه

رایج. معنی بسیار نزدیک؛ lifelike بیشتر ظاهر را برجسته می‌کند، realistic گسترده‌تر است.

Common. Very close in meaning; lifelike emphasizes appearance, realistic can be broader.

naturalطبیعی

رایج. به چیزی که غیر مصنوعی یا واقعی به نظر می‌رسد اشاره دارد؛ در زمینه مشابه lifelike است.

Common. Refers to something seeming unforced or genuine; similar context as lifelike.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000