looted

loot·ed/ˈluː.tɪd/
lootto steal goods during disorder-edpast tense
adjective (صفت)common

صفت — چپاول‌شده

چپاول‌شدهغارت‌شده

دزدی شده یا با زور در هنگام هرج‌ومرج یا جنگ گرفته شده

Stolen or taken by force during chaos or war

«شهر در طول حمله غارت شد.»

The town was looted during the invasion.

«آنها برگشتند و دیدند خانه‌هایشان غارت شده است.»

They returned to find their homes looted.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pillagedغارت‌شده

رسمی. معمولاً اشاره به غارت خشونت‌آمیز در جنگ دارد.

Formal. Refers to violent robbery usually in war contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000