lumpiest

lump·i·est/ˈlʌmpiɪst/
lumpa compact mass-ycharacterized by-iestsuperlative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): lumpiersuperlative (عالی): lumpiest

صفت — دارای بیشترین غُرُر

دارای بیشترین غُرُرناهموارترین

دارای بیشترین غُرُره؛ بسیار ناهموار یا تکه‌تکه در بافت.

Having the most lumps; very uneven or bumpy in texture.

«این غُرغُره‌دارترین کیکی است که تا به حال خورده‌ام.»

This is the lumpiest cake I’ve ever eaten.

«این جاده ناهموارترین جاده در شهر بود.»

The road was the lumpiest in the city.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000