در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
برداشتن جراحی تودهای از سینه، معمولاً برای درمان سرطان.
Surgical removal of a lump from a breast, usually to treat cancer.
«او برای برداشتن تومور تحت لامپکتومی قرار گرفت.»
“She underwent a lumpectomy to remove the tumor.”
«لامپکتومی نسبت به ماستکتومی کمتر تهاجمی است.»
“Lumpectomy is less invasive than mastectomy.”