machiavellian

ma·chi·av·el·li·an/ˌmækiəˈvɛliən/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more Machiavelliansuperlative (عالی): most Machiavellian

صفت — ماکیاولی

ماکیاولیحیله‌گرانه

استفاده از حیله، فریب یا دستکاری، به‌خصوص در سیاست، برای رسیدن به اهداف.

Using cunning, deceit, or manipulation, especially in politics, to achieve goals.

«تاکتیک‌های ماکیاولی سیاستمدار پیروزی‌اش را تضمین کرد.»

The politician's Machiavellian tactics ensured his victory.

«از رویکرد ماکیاولی او در مذاکره انتقاد شد.»

She was criticized for her Machiavellian approach to negotiation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cunningحیله‌گر

رایج است. بر زیرکی و حیله تاکید دارد؛ ماکیاولی بیشتر به دستکاری و روش‌های غیراخلاقی اشاره دارد.

Common. Emphasizes cleverness and trickery; 'Machiavellian' is more specific to manipulative and often unethical methods.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000