machinate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ma·chi·nate/ˈmækɪneɪt/
machin-device, machine-ateto perform or cause
verb (فعل)formalpast (گذشته): machinatedpast participle (مفعولی): machinated-ing (حال): machinating3rd (سوم): machinates

فعل — دسیسه کردن

دسیسه کردننقشه کشیدن

نقشه کشیدن یا طرح‌ریزی، معمولاً با نیت پنهانی یا بدخواهانه.

To plan or plot, often with secretive or malicious intent.

«آن‌ها نقشه‌چینی کردند تا دولت را سرنگون کنند.»

They machinated to overthrow the government.

«شرورها اغلب علیه قهرمانان دسیسه می‌کنند.»

Villains often machinate against heroes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plotنقشه کشیدن

رسمی. برای پنهانی نقشه کشیدن، اغلب علیه کسی.

Formal. To secretly plan, often against someone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000