adjective (صفت)common
صفت — مرتب شده
مرتب شدهمراقبت شده
دارای ناخنها یا باغهایی که بهخوبی مرتب و مراقبت شدهاند.
Having neatly trimmed and cared-for nails or gardens.
«او ناخنهای مرتب خود را نمایش داد.»
“She showed off her manicured nails.”
«باغ بهطور کامل مرتب شده بود.»
“The garden was perfectly manicured.”
تفاوت با واژههای مشابه
trimmed— مرتب شده
معنی مشابه، میتواند ناخن یا گیاه را توصیف کند.
Similar meaning, can describe nails or plants.