manless

man·less/ˈmæn.ləs/
manadult male-lesswithout
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): manlessersuperlative (عالی): manlessest

صفت — بی‌مرد

بی‌مردبدون مرد

بی حضور مردان؛ فاقد مردان یا حضور مردانه.

Without any men; lacking men or male presence.

«پس از تخلیه، منطقه بدون مرد شد.»

The area was manless after the evacuation.

«در زمستان اردوگاه بدون مرد باقی ماند.»

The camp remained manless during winter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unmannedبی‌سرپرست

رایج. معمولاً برای وسایل بدون سرنشین استفاده می‌شود؛ manless بیشتر برای فقدان مردان است.

Common. Often refers to unmanned vehicles or places; manless emphasizes absence of men in general.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000