manning

man·ning/ˈmænɪŋ/
manperson, often male-ingaction or process
verb (فعل)common

فعل — پرسنل دادن

پرسنل دادنکارکردن

شکل حال استمراری فعل «man» به معنی کار کردن یا نیروی انسانی گذاشتن.

Present participle of 'man', meaning to staff or operate something.

«آنها در غرفه در رویداد کار می‌کنند.»

They are manning the booth at the event.

«چند نفر در اتاق کنترل کار می‌کردند.»

Several people were manning the control room.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000