mastication

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mas·ti·ca·tion/ˌmæs.tɪˈkeɪ.ʃən/
masticationthe act or process of chewing
noun (اسم)formal

اسم — جویدن

جویدنعمل جویدن

فرآیند جویدن غذا برای آماده‌سازی هضم.

The process of chewing food to break it down for digestion.

«جویدن برای هضم صحیح ضروری است.»

Mastication is essential for proper digestion.

«دندان‌پزشک اهمیت جویدن را توضیح داد.»

The dentist explained the importance of mastication.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chewingجویدن

رایج. به‌طور مستقیم مترادف است و اغلب در معناهای کلی قابل تعویض است.

Common. Directly synonymous, often interchangeable in general contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000