در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بدون جفت یا شریک؛ تنها و تنها مانده
Without a mate or partner; solitary
«پرنده در تمام فصل بدون جفت ماند.»
“The bird remained mateless throughout the season.”
«حیوانان بدون جفت ممکن است با چالشهای بقا مواجه شوند.»
“Mateless animals may face survival challenges.”
رایج. تأکید بر تنها بودن احساسی یا اجتماعی؛ mateless بیشتر به نبود جفت فیزیکی اشاره دارد.
Common. Emphasizes emotional or social solitude; mateless is more about physical absence of a mate.