maty

ma·ty/ˈmæti/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): matiersuperlative (عالی): matiest

صفت — چاق

چاقتپل

چاق یا تپل؛ اصطلاحی غیررسمی برای توصیف شکل بدنی گرد.

Fat or plump; used informally to describe a rounded body shape.

«او بعد از تعطیلات کمی چاق شده بود.»

He was a bit maty after the holidays.

«بچه گربه تپل و دوست‌داشتنی به نظر می‌رسید.»

The kitten looked maty and cuddly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plumpتپل

رایج. معمولاً مؤدبانه یا خنثی برای چاقی.

Common. Usually polite or neutral for fatness.

chubbyچاق

غیررسمی. اغلب محبت‌آمیز یا بازیگوشانه.

Informal. Often affectionate or playful.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000