meantime
mean·time/ˈmiːn.taɪm/
1noun (اسم)common
اسم — در این فاصله
در این فاصلهمیانزمانفاصله زمانی
مدت زمانی که بین دو رویداد قرار میگیرد.
The period of time between two events.
«جلسه به تعویق افتاد؛ در این فاصله کار ادامه داشت.»
“The meeting was postponed; in the meantime, work continued.”
«من در خانه منتظر ماندم؛ در این فاصله او دیر رسید.»
“I waited at home; meantime, she arrived late.”
تفاوت با واژههای مشابه
متضادها
2adverb (قید)common
قید — در این فاصله
در این فاصلهدر همین حال
در طول زمانی که بین دو رویداد قرار دارد؛ در همین حین.
During the period of time between two events; meanwhile.
«او شام درست کرد؛ در این فاصله من میز را چیدم.»
“He cooked dinner; meantime, I set the table.”
«او در حال خرید بود؛ در همین حال من خانه را تمیز کردم.»
“She was shopping; meantime, I cleaned the house.”
تفاوت با واژههای مشابه
meanwhile— در همین حال
قید قابل تعویض به معنی همزمان یا در فاصله زمانی.
Interchangeable adverb meaning at the same time or during the interval.