در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مدت زمانی که بین دو رویداد قرار میگیرد.
The period of time between two events.
«جلسه به تعویق افتاد؛ در این فاصله کار ادامه داشت.»
“The meeting was postponed; in the meantime, work continued.”
«من در خانه منتظر ماندم؛ در این فاصله او دیر رسید.»
“I waited at home; meantime, she arrived late.”
در طول زمانی که بین دو رویداد قرار دارد؛ در همین حین.
During the period of time between two events; meanwhile.
«او شام درست کرد؛ در این فاصله من میز را چیدم.»
“He cooked dinner; meantime, I set the table.”
«او در حال خرید بود؛ در همین حال من خانه را تمیز کردم.»
“She was shopping; meantime, I cleaned the house.”
قید قابل تعویض به معنی همزمان یا در فاصله زمانی.
Interchangeable adverb meaning at the same time or during the interval.